حسین جان ای آبروی دو عالم نگین سلیمان به حلقه خاتم
برادر جان بی تو در دل صحرا شده تنها خواهرت گل زهرا
تنت بی سر مانده در دل صحرا سرت هر دم روی نیزه اعدا
به زخم تنت روی ریگ بیابان به سوز دل و اشک و آه یتیمان
سرتو بر نیزه های ژر از خون به روی سر ناقه ها من دلخون
به شهر شام در هجوم نظر ها کند خنده دشمنت به غم ما
خداحافظ ای برادر زینب
حسین آرام جانم حسین روح و روانم
عالیییییییییییییییییی.شعرش خیلی قشنگ بود.....
به ما هم حتما سر بزنیاااااااااااااا
سلام بر دوسته خوبم اذر .
چه طورین با امتحانا؟ به خاطرسختی امتحانای که به ما سر نمی زنین یا علی
یا حسین
دوست عزیز ممنون که نظر گذاشتی
آدرس وبلاگت نبود!؟!!!
من فعلا روی وبلاگ دومم کار می کنم،خوشحال میشم نظراتت رو ببینم
"ساز دل"azarmrm.blogfa.com